جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
103
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
پيامبر و ابوطالب شايد نيروى هستى چنين مقدر كرده بود كه آن دو در وحدت طبيعت ، آمد و رفت ستارگان ، زيبايى خلقت ، شور حيات ، زيبايى سرمدى ستارگان آسمان ، لطافت هوا ، حركت زمين و هياهوى زندگى با هم بيدار شوند ! اگر ما بدون توجه به ظواهر و اشكال ، حقيقت و معانى امور را درنظر بگيريم و استمرار حقايق را بهطور اجمال ، بدون درنظرداشتن تاريخ مفصل جزئيات آن مورد توجه قرار دهيم ، بهخوبى بر ما روشن خواهد شد كه سرگذشت علىبن ابىطالب همان داستان و سرگذشت محمدبن عبدالله است . و موقعيت على و يارانش ، در برابر معاويه و حزب او ، همان موقعيت پيامبر و مسلمانان نخستين ، نسبت به ابوسفيان و ابوجهل و هواداران آنها - از دار و دسته قريش - مىباشد . تنها با اين فرق كه پيامبر توانست بر گروه سوداگران و خودكامگان و استثماركنندگان قريشى و آنهايى كه همه چيز را به مقام و رتبهاى مىفروختند ، پيروز شود ، در صورتى كه امكانات و شرايط موجود ، براى علىبن ابىطالب مساعد نگرديد و او نتوانست بر گروه سوداگران ، استثمار پيشگان و خودكامگان غالب گردد . ولى على اگر نتوانست همانند بنىاميه ، بر مردم حكومت ظاهرى داشته باشد - و